<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>رز گل &#187; داستان قشنگ</title>
	<atom:link href="http://www.rozgol.com/tag/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b4%d9%86%da%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.rozgol.com</link>
	<description>تفریحی وشادی</description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Jul 2010 11:52:22 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.9.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>داستانی جالب</title>
		<link>http://www.rozgol.com/1388/11/10/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/</link>
		<comments>http://www.rozgol.com/1388/11/10/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2010 12:36:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیاوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[تفریحی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب جالب]]></category>
		<category><![CDATA[داستان]]></category>
		<category><![CDATA[داستان جالب]]></category>
		<category><![CDATA[داستان زیبا]]></category>
		<category><![CDATA[داستان قشنگ]]></category>
		<category><![CDATA[داستان های عشقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.rozgol.com/?p=316</guid>
		<description><![CDATA[مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود. ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت
و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و
چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در
دستش داشت، این کار را می کرد!
در بیمارستان، پسرک [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مردی مشغول تمیز کردن ماشین نوی خودش بود. ناگهان پسر ۴ ساله اش سنگی برداشت<br />
و با آن چند خط روی بدنه ماشین کشید. مرد با عصبانیت دست پسرش را گرفت و<br />
چندین بار به آن ضربه زد. او بدون اینکه متوجه باشد، با آچار فرانسه ای که در<br />
دستش داشت، این کار را می کرد!</p>
<p>در بیمارستان، پسرک به دلیل شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد.</p>
<p>وقتی پسرک پدرش را دید، با نگاهی دردناک پرسید:<br />
«کی انگشتانم دوباره رشد می کنند؟!»</p>
<p>مرد بسیار غمگین شد و هیچ سخنی بر زبان نیاورد. او به سمت ماشینش برگشت و از<br />
روی عصبانیت چندین بار با لگد به آن ضربه زد. در حالی که از کرده خود بسیار<br />
ناراحت و پشیمان بود، جلوی ماشین نشست و به خط هایی که پسرش کشیده بود نگاه<br />
کرد. پسرش نوشته بود:</p>
<p>«دوستت دارم بابایی»</p>
<p>روز بعد آن مرد خودکشی کرد!</p>
<p>عصبانیت و دوست داشتن هیچ حد و حدودی ندارند. دومی را انتخاب کنید تا یک<br />
زندگی زیبا و دوست داشتنی داشته باشید. این را نیز به یاد داشته باشید که:</p>
<p>وسایل برای استفاده کردن هستند و انسانها برای دوست داشتن. اما مشکل جهان<br />
امروز این است که انسانها مورد استفاده واقع می شوند و به وسایل عشق ورزیده<br />
می شود.</p>
<p>بیایید همواره این گفته را به یاد داشته باشیم:<br />
وسایل برای استفاده کردن هستند.<br />
انسانها برای دوست داشتن هستند.</p>
<p>مواظب افکارتان باشید، آنها به کلمات تبدیل می شوند.<br />
مواظب کلماتی که به زبان می آورید، باشید، آنها به رفتار تبدیل می شوند.<br />
مواظب رفتارتان باشید، آنها به عادت ها تبدیل می شوند.<br />
مواظب عادت هایتان باشید، آنها شخصیت شمار را شکل می دهند.<br />
مواظب شخصیت تان باشید، چون سرنوشت شما را می سازد.</p>
<!-- PHP 5.x -->]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.rozgol.com/1388/11/10/%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
