پرش به محتوا

رز گل

تفریحی وشادی

بایگانی

برچسب: جک

ترکه زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر
بخواب….!

ترکه میره کلانتری میگه جناب سروان طوطی من گم شده… افسره میگه خوب
حالا ما چکار کنیم برات؟ ترکه میگه هیچی، فقط میخواستم بگم هر فحشی که به
آخوندا میده نظر شخصی خودشه….

چرخه زندگی مرد ها… در بچگی، مامان ذلیل… جوونی، دوست دختر
ذلیل…میان سالی، زن ذلیل….پیری، فرزند ذلیل… بعد از مرگ، ذلیل
مرده….

یه روز یه ترکه می میره شب اول قبر…… ۶۲ فرشته میان پیشش ۲ تاشون ازش
سوال می کردن ۶۰ تاشون حالیش می کردن

یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه: مامیریم
یه دور میزنیم، بر می‌گردیم

ترکه بچش کور بدنیا میاد، پسر هم بوده؛ اسمشو میزاره حیدر مریم زاده

زن رشتیه زایمان می‌کنه، رشتیه با یه دسته گل بزرگ میره بیمارستان و به
زنش میگه: مادر شدنت مبارک! زنش میگه: ممنون، امیدوارم تو هم یه روز پدر
بش…..

ترکه میره کتابخونه کتابش رو پس میده… خانم کتابدار میگه: خوب کتابش
جالب بود؟ میگه والا شخصیت زیاد داشت، داستان خاصی هم نداشت… کتابداره
میگه: ای وای پس این شما بودین دفترچه تلفن منو برده بو دین؟ ))

می دونی آماره ازدواج در چه حیونی بیشتر است ؟ ………تو حلزون چون هم
خونه داره هم ماشین

ترکه کا رخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می
گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند
روی عمامه ها آرم نایک می زده

از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم

ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه “سحر” صدات
کنم؟؟ تر که می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره …!!

لره با شلوار ورزشی میره مسجد بهش میگن چرا با شلوار ورزشی اومدی مسجد
میگه امروز مسابقه قرآن دارم

به ترکه میگن “علی یارت” میگه یار خودتون تیم ما تکمیله

باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

ترک افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست … اندک اندک از رفیقان دغل باید برید

عشق یک تجربه هست ولی زبان بسیار مکار است. پس مراقب زبانت باش

گالیله هم در دادگاهی عادلانه اعتراف کرده بود که زمین صاف و مسطح است

هر کدوم از ما چون فرشتگانی با ۱ بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن اما گفتن اجازه صاحبش لازمه. اجازه میدی

چه کس می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟پیله ات را بگشا ….تو به اندازه یک پروانه زیبایی

آسمان وقف نگاهت گل من، ‌مانده ام چشم به راهت گل من، هر کجا هستی و باشی گویم، که خدا پشت و پناهت گل من

زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت

شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. زرتشت

رنگرد

که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهم داشته باشمت،نترس

فقط بیا
در خزان خواسته هام

کمی قدم بزن
تا ببینمت

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است

اختلاف زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می نگرند و زنان گذشته را بخاطر می آورند

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر ….. شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر