باغبان ز من آزرده مشو غنچه نچیدم ……پاره های جگر است اینکه به دامن دارم

ترک افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست … اندک اندک از رفیقان دغل باید برید

عشق یک تجربه هست ولی زبان بسیار مکار است. پس مراقب زبانت باش

گالیله هم در دادگاهی عادلانه اعتراف کرده بود که زمین صاف و مسطح است

هر کدوم از ما چون فرشتگانی با ۱ بال هستیم ، تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم

وصیت کردم بعد مرگم قلبمو اهدا کنن اما گفتن اجازه صاحبش لازمه. اجازه میدی

چه کس می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟پیله ات را بگشا ….تو به اندازه یک پروانه زیبایی

آسمان وقف نگاهت گل من، ‌مانده ام چشم به راهت گل من، هر کجا هستی و باشی گویم، که خدا پشت و پناهت گل من

زندگی یعنی آموختن صلح. صلح با دیگران نه، با خودت

شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد. زرتشت

رنگرد

که بر نمی گردی تو هیچوقت
نمی خواهم داشته باشمت،نترس

فقط بیا
در خزان خواسته هام

کمی قدم بزن
تا ببینمت

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است

اختلاف زن و مرد در این است که مردان همیشه آینده را می نگرند و زنان گذشته را بخاطر می آورند

غیر از غم عشق تو ندارم غم دیگر ….. شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر